در روانشناسی اسلامی، چهار رویکرد مطرح است:
1)رویکرد سکولار: روانشناسی اسلامی نه ممکن و نه اخلاقی و نه ضرروی است.روانشناسی اسلامی وغیر اسلامی ندارد و روانشناسی علم مطالعه رفتار و فرآیندهای روانی آن است. هدف پژوهشگر و هدف علم با یکدیگر متفاوت است. آیا اگر فردی با دوچرخه به مسجد میرود این دوچرخه اسلامی میشود و اگر با دوچرخه به مجلس گناه میرود، این دوچرخه غیر اسلامی میشود؟!.
2)رویکرد حداقلی: این رویکرد معتقد است که اسلام برای علم و تلاش علمی چهارچوب معیّن کرده است، هر آنچه از این چهارچوب عبور میکند و برای مسلمانان مفید است، اسلامی محسوب میشود، آن قسمتهای روانشناسی و رواندرمانی که در این چهارچوب قرار نمیگیرد را حذف میکنیم مانند استمناء، شرب خمر، موسیقی، رقص، اختلاط دختر و پسر؛ اما باقی روانشناسی که برای مسلمین مفید است، اسلامی است.
3)رویکرد حداکثری:رویکرد حداکثری معتقد است که تمامی آنچه مورد نیاز مسلمین است در قرآن و روایات ارائه شده است. از یکسو بسیاری از جزئیات علوم را میتوان از قران و سنّت استنباط کرد و از سوی دیگر اصول و کلیّات در قرآن و سنّت آمده است و مسلمانان بایستی با تأمّل، جزئیات را تفریع کنند. اگر تاکنون به قدر کافی علوم اسلامی رشد نکردهاند، چون به اندازه کافی تأمل و پژوهش نشده است.
4)رویکرد میانه: رویکرد میانه معتقد است روانشناسی اسلامی با روانشناسی کلاسیک در مبانی و اهداف و مسائل علم متفاوت است. در اسلام مبانی انسانشناختی، روششناختی، هستیشناختی و الاهیّاتی بیان شده است. بر اساس آموزههای اسلامی حقیقت وجودی انسان روح اوست و جسم مرکب او در دنیاست، تمامی هستی را خداوند متعال آفریده است. زندگی در دنیا فرصتی است که روح آدمی رشد کند و به خداوند تقرّب جوید و قابلیّت بهرهمندی از نعمتهای بهشتی در جهان آخرت را بدست آورد. هدف زندگی انسان، رشد روح و رشد معنوی و تقرّب به خداست. بر اساس این مبانی و هدف، مسائل خاصی در روانشناسی اسلامی شکل میگیرد، مثلا چه سنی برای آموزش مفهوم مرگ به فرزندان مناسب است؟ چه راهکارهایی برای تقویّت حبّ امام حسین (ع) وجود دارد؟.
در این پژوهش بر رویکرد میانه در روانشناسی اسلامی تأکید شده است تا از قابلیّتهای روش تجربی در چهارچوب مبانی و اهداف اسلامی استفاده شود. برای اینکه این رویکرد از رویکرد متن محور جدا شود، توصیه میشود اصطلاح رواندرمانی با رویکرد اسلامی در مقابل رواندرمانی بر اساس منابع اسلامی بکار رود. به نظر میرسد تاکنون پژوهشهای خوبی بر اساس منابع اسلامی انجام شده است، این تأکید در گذشته موجب شده است مطالب روانشناختی خوبی از متون دینی استخراج شود و بستر مناسبی فراهم شده است که پژوهشهایی با رویکرد اسلامی انجام شود. روانشناسی با رویکرد اسلامی در مقابل روانشناسی بر اساس منابع اسلامی، 4 ویژگی دارد: 1. توسعه در منابع: متون دینی (آیات و روایات) یکی از منابع است ولی میتوان از منابع دیگر همچون تجربه و مصاحبه با افراد نیز استفاده کرد. 2.توسعه در روش پژوهش، روش پژوهش به روش اجتهادی استنباط از متون دینی محدود نمیشود، بلکه میتوان از روشهای پژوهش کیفی مانند نظریه زمینهای در ارائه الگوی نظری استفاده نمود. 3.امکان استفاده از مطالعه هنجار محور؛ مطالعه هنجار محور در مقابل ملاک محور است. مطالعه ویژگیهای روانشناختی مسلمانان عصر حاضر و بررسی نیازهای روانشناختی و معنوی آنان، اهمیّت خاصی دارد، در حالیکه در مطالعات ملاک محور (بر اساس منابع اسلامی)، انسان مؤمن ایدهآل توصیف میشود نقطه مطلوب را نشان میدهد.